
سخن چون بگویی طرف را بسنج
مبادا نفهمد بیفتی به رنج
حقایق مگو با کس کند هوش
که خونش رسانی به نقطه ی جوش
مجواز کپک مغز حرف حساب
مخی هم ندارد که گیرد جواب
جدا کن از او راه خود را عزیز
که ارزش ندارد به قدر پشیز
مکن وقت خود را برایش تلف
به سویش بینداز مشتی علف
دکتر نادر نوری اسفند 96
دریغ ایران که هر روزش عزا است
جهان حیران عجب اینجا چه جا است ؟
سیاچاله ی غم های جهان شد
تو گویی مخزن هر چه بلا است
دکتر نادر نوری 29 بهمن 96
دریغ ایران که هر روزش عزا است
جهان حیران عجب اینجا چه جا است ؟
سیاچاله ی غم های جهان شد
تو گویی مخزن هر چه بلا است
دکتر نادر نوری 29 بهمن 96
امان از دست آن کس که دو روست
حسود وکودن و بی چشم روست

مکن باور که این یک نیمه روست
